قهرمان ميرزا عين السلطنه

7044

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

كر شاه نه كر سردار سپه پسر بهاء الدوله بهمن ميرزا صاحب‌منصب و خرم‌آباد است . كاغذى به پدر خود نوشته بود ( بهاء الدوله آن صفحات را ديده و مدتها فوج سيلاخور با او بود . بصيرت و اطلاع كامل دارد ) كه در چهارم حمل كه خبر جمهورى به اينجا رسيد و مردم را براى همراهى با آن مقصود صدمه زدند كسى همراهى نكرد و همه لرها گفتند ما كور شاهيم نه كور سردار سپه ( كور پسر را مىگويند ) و به ما نظاميان مثل يهودى رفتار مىكنند و ما را كور سردار سپه مىگويند . در محل خلوت تف به روى ما مىاندازند . اوضاع بد است و اگر كمك نرسد كار خراب است . راههاى لرستان من سؤالاتى از بهاء الدوله نمودم كه از آنچه مىنويسم هويداست . از بروجرد به خرم‌آباد سه راه است : يكى پونه ، يكى خرگوش دره . راه معمولى كه بهتر از آن دو است رازان . چهار فرسنگ كه از بروجرد بگذرى كوه و جنگل است تا خرم‌آباد كه بسيار صعب العبور است و مملو ايلات است ( در تابستان ) . در « 1 » قلعه ژاندارمها ساختند . پس از آن‌كه ايلات پدر ژاندارمها را درآوردند خراب كردند . اين دفعه نظاميان مستحكم‌تر و متين‌تر درست نمودند . اگر آن قلعه به دست نظاميان باشد ممكن است اين عده كه از همدان ، طهران سواره و پياده با اتومبيل فرستادند بتواند خرم‌آباد برسد ، و الا غيرممكن است . مگر زمستان يا آن‌كه مدتها طول بكشد و هزار گونه اقدامات شود . ايلات لر و طريقهء قسم خوردن آنها اما طريقهء اتحاد و قسم ايلات . زنها لچك به سر مردها مىافكنند ( يعنى زن هستيد اگر اقدام ننمائيد ) . سپس يك سگى را خاك مىكنند كه دم آن سگ از خاك بيرون و مستقيم ايستاده است . خوانين و سركردگان و پيرمردها مقابل آن سگ مدفون آمده قسم مىخورند اگر از جنگ فرار كنيم خودمان ، پدرمان جاى اين سگ باشد . آن‌وقت مردها مسلح شده از جلو مىروند ، زنها با بچه‌هاى خود از عقب . هر لرى كه از مصائب بگريزد و فرار كند زنها [ او را ] تكه‌تكه مىكنند ، خواه شوهرش باشد خواه پدر و برادر .

--> ( 1 ) - نام محل نوشته نشده است .